گل يخ
جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد
مي بوسم و مي گذارم کنار " مهديه لطيفي " پ.ن. شکستنی شده این جنس نامطلوب احتیاط کنید ! بخونید : خوش ندارم توضیح بدم حتی به شما!! "علیرضا روح نواز" بعضي عشقها مثل دريا مي مانند. اول جذبت مي كنند، و در نهايت، و يعضي عشقها جنگل را مي مانند. اول راه مي ترسانندت، و در نهايت، تو مي ماني و زيبايي و آرامش بي نهايتش انگار کسي پس باز کن پنجره ها را بگذار باران را بهتر ببينم به شانه هاي بي پرده ات بگو دست هایم به آرزوهایم نمی رسند آرزوهایم بسیار دورند ولی درخت سبزم می گوید امیدی هست، خدایی هست این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد
تمام چيزهايي که ندارم را
دست هات را
عاشقي ات را
همه را
عادت احمقانه اي ست
چسبيدن به چيزهايي که ندارمشان
نه قشنگ ام
من و تو
بیهوده به انتظار رویاهای سفر کرده نشسته ایم
این جماعت خالی از قرائت دریا
نذر بوسه را نمی فهمند
و عاقبت
ترانه ی بی تکرار آدمی را
به نفرین فاصله ها خواهند شکست
عميق و بي نهايت و با ابهت به نظر مي رسند،
مدتي بعد عادي و يكنواخت مي شوند،
زده ات مي كنند.
پيشتر كه مي روي عميق تر و زيباتر و اسرارآميزتر مي شوند،
به هرطرفش كه نگاه كني چيزهاي تازه تر مي بيني و مي فهمي، خبري از يكنواختي و تكرار نيست
در زيبايي خيره كننده اش گم مي شوي.
يا چيزي گلويم را مي فشارد
صداي قلبم را کسي نمي شنود
حرفم را نمي فهمد
انتظارم را پاياني نيست
مي خواستم
روي اين شيشه باران خورده
با دستم
نقش تو را رقم بزنم
اسم تو را بنويسم
اما...
چشمانم باريد
دستانم لرزيد
باز با خود گفتم
هر گاه مرا به خاک سپرديد
در تاريکي گور
جايي را هم
براي آرزو هايم
بگذاريد
خاطرات خاک شده مي بلعم
ديدار ما به حرفي که در گلومان مرد
کبريت زير صدام بکش
و روي قبرم کليد بذار
مردگان هم دلي براي تنگ شدن دارند ...
کمي خبر خوش
فقط کمي
تا عشق ، نفرت را از ميان بردارد
کمي خبرهاي خوش
من براي زنده ماندن
فقط کمي خبرهاي خوش مي خواهم
| Design By : Night Skin |


