گل يخ
جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد
خداوندا ياري ام ده تا ؛ بياموزم که براي امروز زندگي کنم . دريابم که بايد بپذيرم هرآنچه را که در کف اختيارم نيست و همه چيز را اين همه جدي نگيرم. ۲۲ مرداد هم گذشت ... پ.ن. این روزا همه پست هایی که می گذارم ثبت موقته ! روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:" می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد." پ.ن.اين قصه حكايت اين روزهاي منه ... پ.ن.۲. یه سوال دارم . دوستانی که آدرس وبلاگشون رو نمی گذارند و یا نظر خواهی وبلاگشون بسته است و در قسمت نظرات خصوصی سوالی می پرسند لطفا خودشون بگن من چه طوری جواب سوالات خصوصیشونو بدم؟!!!! تكه اي از جانم بر جا مي ماند و سپاس مهر و همدلی ات را در سکوت آواز سر دهم "یاسمین احمدی" ديوارهاي خالي اتاقم را از تصويرهاي خيالي او پر مي كنم خداي من زيباست خداي من رنگين كمان خوشبختي است كه پشت هر گريه انعكاسش را روي سقف اتاق مي بينم او در نهايت اشتياق به من عاشق شد و من در نهايت حيرت حالا گاهگاهي كه به هم خيره مي شويم تشخيص خدا و بنده چه سخت است "رويا زرين" پ.ن. آخر این هفته مراسم عقد بهترین دوستمه و داریم سفره عقدشو خودمون میچینیم.سرم حسابی شلوغه و اکثرا خونه نیستم.شرمنده که نمی رسم جواب محبت هاتون بدم. پ.ن.۲. ایمیلم خرابه و نمی تونم ایمیل هاتون بخونم.تقریبا از بعد از ا.ن.ت.خ.اب.ا.ت باز نمیشه اگر میل زدید و جواب نگرفتید به حساب بی معرفتی نذارید .وقتی رو in box کلیک می کنم وارد این صفحه میشه ؟! راستی شما مشکلی با میل هاتون ندارید و راحت باز میشه؟ پ.ن.۳.چطور ممکنه این آدم بعد از مدتی این حرفا رو بگه 5شنبه رفتم لباس رو گرفتم نگذاشتن دوباره پروش كنم. امشب بعد از ۶ ساعت متوجه شدم گوشيم نيست يكي نيست بگه حالا لباس خريدنت چي بود! پ.ن.دوستی در پست قبل کامنتی گذاشته با این مضمون: از تمام دوستانی که این کامنت رو می خونن می خوام که برای یه بنده خدایی که اصلاً حال و روز خوشی نداره حتماً دعا کنن . پ.ن.۲. گوشیمو پس گرفتم
خداوندا ياري ام ده تا ؛جسارت و اميد را فرونگذارم و ترديد را نگذارم که مرا دلسرد کند از انجام آنچه در دل دارم.
خداوندا ياري ام ده تا ؛به ياد داشته باشم که جهان نيازمند لبخندهاي هر چه بيشتر است ، يادم باشد که سهم خود را ادا کنم . پل هايي بسازم به جاي ديوار .
خداوندا ياري ام ده تا ؛ در همه کس از آنچه دارند بهترينش را بيابم و به نقش ظاهر خويش زيبايي درونشان را به آنان بنمايم.
خداوندا ياري ام ده تا ؛ به خاطر نگه دارم که بي دوست و بي معشوق ، زندگي هيچ است و سپاس آن بدارم که با ايشان همه چيز تواند شد.
خداوندا ياري ام ده تا ؛ دريابم که وسعت زندگي فرا روي من است . اما چنان عظيم که يک لحظه اشتباه نبايد کرد.
خداوندا ياري ام ده تا ؛کار کنم تا رسيدن به هدفهايم و بدانم که به دست خواهند آمد . و به جانب روياهايم دست بر آرم با توان با تصميم و با ايمان.
... و سرانجام ياري ام ده تا ؛ بدانم که زندگي با من سازگار است اگر من بکوشم که با آن زندگي سازگار باشم
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست."
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:"ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی."
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت:" و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!" اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...
. چون نه مسنجرم فعاله نه ایمیلم .
در كنار تو
هر گاه از تو جدا می شوم
با یک خداحافظ
و نگاهی که هر بار
در پشت سرم تا انتهای کوچه سرک می کشد
و اینگونه است که سختی بی تو بودن
مرا به لمس کوتاهی از بلند ترین هراس زندگی وا می دارد
تا ساعت ها در کنار خدا بنشینم
![]()
؟! ببینید واضحه نه؟
اين چند روز اتفاقاي زيادي برام افتاده
چهارشنبه داشتم آب ميريختم تو ماشين كه در كاپوت افتاد رو جفت دستام
مهم نبود .فقط دستام خوشرنگ شد![]()
دست راستم بنفش شد و دست چپم آبي.نمي دونم چرا الان زرد شده
.رنگ قبلش قشنگ تر بود(داشتم ميرفتم لباس بخرم)
همون شب يه لباس خريدم كه برام بلند بود و دادم برام كوتاهش كنن
وقتي اومدم خونه پوشيدم پشت لباس 10 سانت كوتاهتر از جلوش بود.دوباره مجبور شدم ببرم براي درست كردنش.خدا رو شكر ديگه سايز منو نداشت .اينبار مجبور شد علاوه بر كوتاه كردن تنگش هم بكنه
تازه فهميدم گوشيم رو گم كردم. عصری توی یه تاکسی افتاده (داشتم ميرفتم لباسم رو كه كوتاه كرده بگيرم كه گفتن نتونستن كوتاه كنن و همونجوري بلند تحويلم داد). راننده پیداش کرده و با
اینکه شماره خونه تو گوشی سیو شده یه زنگ نزده بگه گوشیتون پیدا شده.
دوستاني كه شماره ايرانسلم رو دارن تا اطلاع ثانوي با اون خطم تماس نگيرن
كلا حالم خیلی خوبه.
اميدوارم هر كي پيداش ميكنه زياد كنجكاوي نكنه ![]()
اس ام اس ها و عكسها و صداهاي ضبط شده (واي خيلي خصوصين)![]()
بعيد مي دونم امشب بتونم بخوابم ![]()
![]()
.فقط از روزی که گوشیمو گرفتم مزاحم تلفنی دارم . معلومه که تمام اس ام اس هامو خونده.چون اسمم رو فهمیده! عجب روزگاریه
| Design By : Night Skin |


