تبليغاتX
گل يخ




















گل يخ

جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره ...

نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت 20:37 توسط مسافر تنها| |

  
 من، بر اين ابري كه اين سان سوگوار
اشك بارد زار زار
دل نمي‌سوزانم اي ياران، كه فردا بي‌گمان
در پي اين گريه مي‌خندد بهار.

ارغوان مي‌رقصد، از شوق گل‌افشاني
نسترن مي‌تابد و باغ است نوراني
بيد، سرسبز و چمن، شاداب، مرغان مست مست
گريه كن! اي ابر پربار زمستاني
گريه كن زين بيشتر، تا باغ را فردا بخنداني!

گفته بودند از پس هر گريه آخر خنده‌اي‌ست
اين سخن بيهوده نيست
زندگي مجموعه‌اي از اشك و لبخند است
خنده شيرين فروردين
بازتاب گريه پربار اسفند است.

اي زمستان! اي بهار
بشنويد از اين دل تا جاودان اميدوار:
گريه امروز ما هم،  ارغوان خنده مي‌آرد به بار
" فریدون مشیری "

* نمی دونم چرا از روزی که این شعر رو گذاشتم هوا آفتابی شده !

نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت 1:5 توسط مسافر تنها| |


Design By : Night Skin