گل يخ
جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره ... ارغوان ميرقصد، از شوق گلافشاني گفته بودند از پس هر گريه آخر خندهايست اي زمستان! اي بهار * نمی دونم چرا از روزی که این شعر رو گذاشتم هوا آفتابی شده !
من، بر اين ابري كه اين سان سوگوار
اشك بارد زار زار
دل نميسوزانم اي ياران، كه فردا بيگمان
در پي اين گريه ميخندد بهار.
نسترن ميتابد و باغ است نوراني
بيد، سرسبز و چمن، شاداب، مرغان مست مست
گريه كن! اي ابر پربار زمستاني
گريه كن زين بيشتر، تا باغ را فردا بخنداني!
اين سخن بيهوده نيست
زندگي مجموعهاي از اشك و لبخند است
خنده شيرين فروردين
بازتاب گريه پربار اسفند است.
بشنويد از اين دل تا جاودان اميدوار:
گريه امروز ما هم، ارغوان خنده ميآرد به بار
" فریدون مشیری "
| Design By : Night Skin |


