گل يخ
جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد
انگشتانم سست میشوند دانه های تسبیح کم می آیند بس که تو را خواسته ام " رویا شفیعی " خورشید را ناعادلانه تقسیم کرده اند بین من و تو تنهایی اش سهم من گرمایش سهم تو ... " آلما جدی " هميشه با تو بوده ام ز راه هاي بس دراز اگر بر آسمان پر ستاره خيره گشته ام اگر به دشت پر شقايقي گذشته ام اگر ز كوچه باغ ها گذار كرده ام اگر دريچه اي به باغ گل گشوده ام اگر ز خستگي به گوشه اي نشسته ام به زير پلك هاي خسته ام تو بوده اي تو در برابر نگاه من نشسته اي به رقص قاصدك ميان باد ها و اين اميد را رها نكرده ام چنان به بودن تو خو گرفته ام

به هر كجا كه رفته ام
به سوي تو دويده ام
من از ستاره ها
نشان زتو گرفته ام
پي تو گشته ام
من از نسيم و نسترن
خبر ز تو گرفته ام
ز بادها
نفس به بوي تو گرفته ام
به سايه تو بوده ام
اگر به خواب رفته ام
چو چشم بر گشوده ام
اميد بسته ام
چرا كه سال هاست در كمين
به انتظار تو نشسته ام
كه از نبودنت خيال كن
كه سا لهاست مرده ام ...
" شیلا اخوان صراف"
| Design By : Night Skin |



