گل يخ
جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد
ای کاش آن قدر فقیر نبودیم تا برای پایمال شدن چیزی جز قلبهامان را تقدیم سرنوشت می کردیم ... می نویسم نه به خاطر محبت هایت ، بل بخاطر خودت و خویشاوندی بی خویش مان. وقتی که از گرمای سوزندۀ تابستان دل در سینه ام آرزوی رهایی داشت ، تو را در امتداد جنگل خیس از بارانهای بهاری یافتم. با هم ماندیم و با هم طنین قطره تا دریا شدن را زمزمه کردیم. هر قاصدکی که دراتاق تنهائیمان ظاهر می شد برای هم می فرستادیم . و دستها و لبهایش را بوسه باران می کردیم . من و تو به خزان دلبسته ایم، سوالی ندارد هر دو می دانیم چرا . خزان فصلی بود که در آن فهمیدیم می توانیم با هم باشیم و وقتی که با هم هستیم از جدائیها و تنهائیها دیگر نترسیم . من و تو در یافتیم که پائیز برای زمستان خود را فدا می کند و برای زمستان جاده های پر برگ و زنده را خالی و مرده می کند و ایثار زرد او را در تک درخت حیاطمان لمس کردیم .پائیز فصل بنا نهادن عشق من و تو بود . من و تو قلبهایمان را از حصار سنگی تنهایی بیرون کشیدیم . حتی جامه هایمان را نیز همانند هم کردیم چرا که می دانستیم و می خواستیم دیگران نیز بدانند که : سالهاست و شاید قرن هاست که من و تو یک روح در دو پیکریم یک معنی در دو واژه ایم . یک خورشید در دو آسمانیم . یک عشق در دو سینه ایم و یک هستی در دو واژه ایم. من و تو خزان را باور کردیم و پیوند برگها با خاک را . اما هیچگاه برای خویش عهدی ننهادیم که همیشه با هم باشیم . چرا که هر گاه این عهد بسته شود بزودی دست تقدیر عشقها را می گسلد . پس بگذار همانند همیشه این عهد را در قلبهایمان نگهداریم و به آن پایبند بمانیم . این متن رو در تاریخ 24/3/76 تو دفتر خاطرات من نوشتی . یادته . هنوزم وقتی که می خونمش یه حس خوبی پیدا میکنم . درسته که ما عهد نبستیم که همیشه با هم باشیم اما همیشه و همه جا با هم بودیم .و خوشحالم که بعد از گذشت چندین سال هنوزم این عهد و تو قلبهامون حفظ کردیم. امیدوارم این دوستی همچنان ادامه داشته باشه این نوشته بهانه اي بود براي تبريك تولدت نرگس عزيزم تولدت رو تبريك ميگم و اميدوارم به همه آرزوهات برسي
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی.؟
.
.
تو عاشق تر میشوی و خدا غیورتر. و آنگاه که گمان میکنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم میریزد و معشوقت را درهم میکوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد.؟
فردا اما تو باز عاشق میشوی تا عمیقتر شوی و وسیعتر و بزرگتر و ناامیدتر.؟


| Design By : Night Skin |


