تبليغاتX
گل يخ




















گل يخ

جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد

 در اين هستي غم انگيز
وقتي حتي روشن كردن يك چراغ ساده ي « دوستت دارم»
كام زندگي را تلخ مي كند
وقتي شنيدن دقيقه اي صداي بهشتي ات
زندگي را
             تا مرزهاي دوزخ
مي لغزاند
ديگر – نازنين من –
چه جاي اندوه
چه جاي اگر...
چه جاي كاش...
و من
         – اين حرف آخر نيست –
به ارتفاع ابديت دوستت دارم
حتي اگر به رسم پرهيزکاري هاي صوفيانه
از لذت  گفتنش امتناع كنم.

( مصطفی مستور )

* تقديم به تويي كه هيچوقت ...

نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 15:30 توسط مسافر تنها| |

  دل مي سپاريم
بارها و بارها
بسيار ساده
به گمان هم قبيله بودن
و آنگاه همگام مي شويم
                                در مسيري سخت
به جستجوي نيمي ديگر
اما چه زود دير مي شود
وقتي كه بر جا مي مانيم
                                نا توان از همدلي
و با پاهايي پر آبله
كه تا پايان زندگي
پيوسته آزارمان مي دهد.

 

نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386ساعت 0:0 توسط مسافر تنها| |

 

 

 

 

 هنوز بی تو دل من عجیب بارانیست

 
هنوز یک تبسم کوتاه تو مرا کافیست

 
هنوز سهمم از نبودن تو

 
سکوت چلچله و اشک و.. آه بی تابیست

 
چه حس گنگ و غریبی است انزوای شبهایم

 
که گاه آسمان دلم تیره، گاه مهتابیست
 

تو از کدام رود کدام ابر زاده شدی

 
که آبی بیکرانه دریا ز وسعتت شاکیست

 

 


 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 0:22 توسط مسافر تنها| |


Design By : Night Skin