تبليغاتX
گل يخ




















گل يخ

جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد

 

 

شكايت نمي كنم، اما
آيا واقعاً نشد كه در گذر ِ همين هميشه ي بي شكيب،
دمي دلواپس ِ تنهايي ِ دستهاي من شوي؟
نه به اندازه تكرار ِ ديدار و همصدايي ِ نفسهامان!
به اندازه زنگي...
واقعاً نشد؟

واقعاً انعكاس ِ سكوت،
تنها حاصل ِ فرياد ِ آن همه ترانه
رو به ديوار ِ خانه ي شما بود؟

نگو كه نامه هاي نمناك ِ من به دستت نرسيد!
نگو كه باغجه ي شما،
از آوار ِ آن همه باران
قطعه اي هم به نصيب نبرد!
نگو كه ناغافل از فضاي فكرهايت فرار كردم!
من كه هنوز همينجا ايستاده ام!
كنار همين پارك ِ بي پروانه
كنار همين شمشادها، شعرها، شِكوه ها...
هنوز هم فاصله ي ما
همان هفت شماره ي پيشين است!

ديگر نگو كه در گذر گريه ها گُمش كردي!
نگو كه نشاني كوچه ي ما را از ياد بردي!
نگو كه نمره ِ پلاك ِ غبار گرفته ي ما،
در خاطرت نماند!

آيا خلاصه ي تمام اين فراموشي هاي ناگفته،
حرفي شبيه « دوستت نمي دارم» تو
در همان گفتگوي دور ِ گلايه و گريه نيست؟

( یغما گلروئی )

نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 20:11 توسط مسافر تنها| |

 

 

دختران شهر

به روستا فكر مي كنند

دختران روستا

در آرزوي شهر مي ميرند

مردان كوچك

به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند

مردان بزرگ

در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند

كدام پل

در كجاي جهان

 شكسته است

كه هيچكس به خانه اش نمي رسد .

( گروس عبدالملکیان )

 

نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 2:11 توسط مسافر تنها| |

 

منی که نقش شراب از کتاب می شستم

زمانه کاتب دکان می فروشم کرد ...

 

* اين يك بيت شعرو تو مطب دندانپزشكي خوندم به دلم نشست
كسي نمي دونه شاعرش كيه ؟

*زمان بر پايي نمايشگاه كتابه
اگر كتاب خوبي  مي شناسيد ممنون مي شم به من هم معرفي كنيد



 

نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 19:42 توسط مسافر تنها| |


Design By : Night Skin