گل يخ
جز گل يخ هيچ گل در برف و در سرما نمی رويد
می خواهم بگذرم، بگذرم از هر آنچه که تو نديدی و من احساس کردم تو نشنيدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم ساختم و تو خراب کردی و من چقدر تشنهء حرفهايی بودم که تو هرگز نزدی اشک ريختم، برای روزهايی که چه نيازمند تو در کنارم بودی برای خودم که چگونه غرق تو شدم و به ياد آوردم، خودم را که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم چگونه پرواز را دوست داشتم و تو را که بالهای مرا شکستی همچون قلبم می خواهم بگذرم، از تو ! ز عشق ويران کنندهء تو ! قلب اين پرنده امروز از پيش تو پرواز خواهد کرد
چه بگويم واژه ها بيگانه اند فکر و عقل و هوش من ويرانه اند ساده می خندی و من حيرانه ام گر به تو روی آورم ديوانه ام ساقيا لبريز کن پيمانه ام تا سحر امشب در اين ميخانه ام
ماه از آن بالا خودی می نماياند که هست هنوز. هميشه آن بالا بوده است، هر وقت که بالا را نگاه کردم. هميشه آن بالا هست. نگران نيست، نگاه می کند. وامدار نيست، گوش می کند. هميشه هست، وقت شادی ها، وقت غر زدن ها، روزهای عاشقی، روزهای مهربانی، روزهای سفر، روزهای زندگی، روزهای مرگ. روزهايی که حرفی بود برای زدن، روزهايی که سکوتی بود برای شنيدن. شايد که نشانی از هستی است، يا که نماد عشق است. شايد که خود زندگی است با تمام تنهايی اش. هر چه هست، ماه من بوده هميشه، ماه من است. نگاهش کنيد، شايد شما هم ماهی داريد آن بالا.
ما خندیدیم * وبلاگم تا ۱۱ تیر به روز نمیشه باران بهانه بود که تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی و دوستی مثل گلی شکوفه کند در میانمان ... بی فاصله


آنها عاشق شدند
ما اشک ریختیم
آنها عاشق شدند
ما عاشق شدیم
آنها رفتند ! ...![]()


از هزار مکان آشنا ميگذرم
از هزار مکانی که روزی با تو گشته ام
ميبينمت،
به روشنی چشمهايت ميبينمت
تو آنجايی
و من از جستجوی خويش نا اميد
ای محبوب
من گم شده ام
مرا پيدا کن.
| Design By : Night Skin |


